تبليغاتX
یه کم دلتنگی..یه کم حرف..یه کم شعر..یه کم زندگی.. یه کم همه چی! آلیس در سرزمین عجایب
 
آلیس در سرزمین عجایب
 
 
دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند
 
 
گاهی گذشته از همه یِ وزيدنهايش
می ماند باد
در پيچ كوچه ای
و نگاه می كند: پنجره را
و زير پنچره: درخت را
و پایِ درخت: سايه را
می چرخد زمين و سايه بلند می شود
كوتاه می شود
پاييز می شود ــ بهار و
بهار می كند درخت

و در زمستانش
ديگر درخت نمی داند
كه آمد و رفته ؟
پنجره نمی داند
كه بازاست يا بسته ؟
و باد
باد نمی داند
بوزد ، برود ،
وزيده است يا رفته ؟
.....


گهگاهی هم چنگ می زند
بر سيمِ خارداری
كه نوزد ديگر
و بماند
مثلِ يك تكه پارچه یِ ريشْ ريشْ
و بالْ بالْ بزند
در بادِ ديگری
اين باد.....
 |+|  ساعت   توسط فرنوش  | 
 
  بالا