|
آلیس در سرزمین عجایب
|
||
|
دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند |
امروز رفتم حمام وهمون طور که آب و کف از وان سر ریز شده بود به مورچه ای نگاه می کردم که دونه شو ول کرده بود و داشت تو آب و کف دست و پا می زد و منتظر یه ناجی بود!!
همون طور که تو وان آب گرم نشسته بودم با خودم فکر می کردم زندگی چقدر شیرین به نظرمی یاد
وقتی داری از دستش می دی!!
و همچنان در کف زندگی بودم و مور چه ی بیچاره هم در کف وآب دست و پا زنان!!
به خودم که اومدم دیدم این آگاهی ۱دقیقه ای به بهای هلاک شدن مورچه بدبخت تموم شده !! (۱)
۲- ما آدم های معروف!
چند وقت پیش خبری شنیدم که یه وبلاگ نویس ارومیه ای مورد ضرب و شتم عده ای ناشناس قرار گرفته به جرم اینکه درباره ما فیای مسکن و زمین افشاگری کرده..
دندوناشم خرد کردن ریختن کف دستش!! از اون جا که امنیت جانی من کم کم داره به خطر
می افته عزیزان محکم بنشینید!می خوام بزنم رو ترمز!! (۲)
پاورقی ۱:شما دیگه دچار سو تفاهم نشین.حکایت من اصلا هم شبیه بعضی سیاست مداران ما نیست..
پاورقی ۲:من کاری به سوخته بودن خبر ندارم.حالا که هر کجای دنیا که یه ایرانی خودشو به کشتن می ده ما هم خودمونو می چسبونیم بهش و به عنوان یه"ایرونی" افتخار می کنیم من هم به عنوان یه وبلاگ نویس در این یه مورد به خودم افتخار می کنم!!
وقتی دوباره آخرین پستمو خوندم.گفتم شاید بعضیا درباره شعر نتیجه گیری نا درستی کنن
البته دوستان در این یه مورد اشتباه نکنین
منظور من از جمله ی آخر این نبود که از ماست که بر ماست
به نوعی شاید این معنیو بده
ولی منظور اصلی ترش اینه که
نسل ما هم به نوعی داره صدمه می بینه منتها شکلش فرق کرده.آخه بعضیا می فرماین خوشی زده زیر دلمون.بله!! ممکنه زده باشه زیر دلمون.ولی دل دردشم کم نیست!!
به قول دیگه:هر لحظه به شکلی بت عیار در آمد!!
من از نسل اعتراض نیستم
من نسل فریاد هم نیستم
حتی آن نسل سومی هم که می گویند هر دکانی
نیستم...
نسل هیچم
من از نسل انقراضم
انقراض!
نسل حجم فریادهای انباشته شده در گلو
نسل کندن زخم های لا علاج
من از نسل نا بودی ام
نابودی فکر
نابودی شهامت
انقراض تکامل
وباز می گردم
به آغوش خاکی که فراموش شده
یا
فراموش می شود
روزی بذر آلود می شد
به اجساد حجیم
حجیم از
اندیشه ها!
اعتراض ها و...
نه!من از نسل سوخته نیستم
نسل سربه زیر خود آموخته نیستم
نه..نه...
من ازنسل سکوت هم نیستم
این سکوتی که گاهی اعتراف است
اعتراف ناکرده ها
بی اراده از خود
در هجوم شرق ها و غرب ها
به هرسو کشانده می شوم
من همه چیز دارم
عشق/ مسولیت/ آزادی
وهیچ ندارم!
از عشق!! مسولیت!! آزادی!
نسل من را به دار نمی آویزند
نسل من را نشانه نمی گیرند
پر و بالمان هم به آتش نمی گیرد
کوخ و کاخ هایمان هم خراب نمی شود...
نسل من
نسل بی نسلی
از این همه اضداد
خودش
خود را به دار می آویزد...
جور دیگر..
|
|