|
آلیس در سرزمین عجایب
|
||
|
دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند |
گرچه گاهی زندگی بی رنگ بود
در هوای کوچه مردی بی سبب دلتنگ بود..
بودن وماندن..تنفس بی صدا !!
در میان ملک اجدادی خود هم ننگ بود
لیک مرغی در هوا پر می گشود
گرچه در مشت زمین هم سنگ بود
لیک مرغی در هوا پر می گشود
پر گشودن!! مرغ اگر هم لنگ بود..

......................................................................................................................................
پی نوشت : یکی از دوستانم که قلم خوبی داره متنی با فضایی کاملا سیاه و سیاسی پست کرده بود که الهام بخش خوبی برای گفتن این شعر شد.
جای نظر این شعر رو براش گذاشتم، بد ندیدم این جرقه ذهنی رو! در وبلاگ بذارم تا شما هم برای نطر من! نظر بدین!!! (چه نظر تو نظری شده!!)
در فضای تیره و هاشور خورده امروز که هر چیزی بدتر از قبلش میشه گاهی می شود نیم نگاهی به آسمان انداخت..
|
|